مقایسه ی نظریه های نایدا ونیومارک در ترجمه  با انطباق های گفتمانی

به طور کلی، نظریه های ترجمه، ازقدیم الایام تاکنون، حرف تقریبا واحدی رادرچارچوب های نظری گوناگون بیان کرده اند. زمانی که نایدا مبحث ترجمه ی صوری و پویارامطرح کرد هنوزبحثی ازمتن ودادن هویتی خاص به آن نبود. نیومارک دستگاه اصطلاحی نایدا راگرفت و برچسبهای دیگری برآن نهادو گوشه های تاریک آن رانیز روشن کرد. نیومارک بامطرح کردن ترجمه ی معنایی دربرابرترجمه ی پیامی همان بحث کهن ترجمه ی تحت اللفظی/ترجمه ی آزاد را به میان کشیدو با معیارهای دقیق تر زبان شناختی آن راتوضیح داد. نیومارک بابیان این مطلب که برخی ازترجمه ها خواننده رابه دنیای نویسنده می برند(ترجمه ی معنایی) وبرخی دیگر، برعکس، نویسنده را به دنیای خواننده می اورند(ترجمه ی پیامی) الگوی روشنی ازدو قطب ترجمه به دست داد.


طیفی که نایداو نیومارک درترجمه مطرح می کنندموردتوجه کسان دیگری نیز بوده است. سراسرکتاب زیبا وپراطلاع جرج استینرحرکت میان دوسوی این طیف ونشان دادن زیروبم های این دو شیوه ازترجمه است. ردپای این گرایشها را در تاریخچه ی ترجمه در کشورخودمان نیزمی توان یافت. آنچه نیومارک زیرعنوان ترجمه ی معنایی/ترجمه ی پیامی(به قول نایدا ترجمه ی مبدامدار وترجمه ی مقصدمدار) مطرح می کنند ازهمان صدراسلام نیزوجودداشته است. درترجمه ی آثاریونانی به عربی دو روش درکاربوده است. یکی روش یوحنابن بطریق وابن ناعمه ی حمصی ودیگران که دقیقا مطابق ترجمه ی صوری نایداوترجمه ی معنایی نیومارک بوده است. سعی آنهابراین بوده که در برابر هر کلمه ی یونانی یک کلمه ی عربی به کار ببرندوچنانچه برای واژه ای یونانی معادلی درعربی پیدانمی شد واژه ی یونانی را وارد عربی می کردند. روش دیگر متعلق به حنین ابن اسحاق وجوهری بود. آنها توجه چندانی به کلمات و ساختار آنها نداشتند، بلکه صرفا به پیام و مفهوم کارداشتند(ترجمه ی پویای نایداو ترجمه ی پیامی نیومارک).

باآغازمباحث مربوط به متن، مباحث مربوط به گفتمان نیزبه تدریج شکل گرفت. سوسور باتفکیک نهادن میان دال و مدلول وبه خصوص با استقلال بخشیدن به دال جدا از مدلول، شالوده ی استقلال دادن به متن را ریخته بود. رولان بارت بانوشتن مقاله ی «مرگ نویسنده» متن را حاکم بلامنازع بحث های ادبی اعلام کرد.  بارت گفت همه چیز درمتن است، متن خودبسنده است وهمه چیز از آن بیرون می آیدونقدادبی نیازی به آگاهی اززندگی نویسنده وهنرمندندارد.

کوششهای فوکونیزدرتکوین گفتمان بسیارموثربود. فوکومعتقداست تنهاازطریق ایجاد«حقیقت» می توان تاثیرگذاشت وقدرت را به دست گرفت وحقیقت تنها از راه زبان وتشکیل کفتمان حاصل می شود. فوکومعتقداست تاریخ غرب رانمی توان بدون درنظرگرفتن این عامل تحلیل کرد. حرف فوکو راباتشبیه زبان به دوئل بهترمی توان درک کرد. زبان ها و، به طور اختصاصی تر، گفتمان ها همچون شلیک دردوئل اند. کسی برنده است که زودتربتواندمفهومی رادرقالب زبان –ازواژه گرفته تاکل متن- بریزد وبیان کند. حقیقت این است که گفتمانها دنیارامی سازند. گفتمان مذهب، علم، اخلاق وغیره. اینها بر یکدیگرتاثیر میگذارند وبرخی بردیگران غلبه می یابند. وقتی گفتمان تکوین یافت دیگر خود، صرف نظر از به کاربرندگان آ«، هویت می یابدوحرکت می کند.

هم اکنون ما شاهدرویارویی گفتمانهای غربی با شرقی هستیم وغالبا می بینیم که گفتمانهای مازیرسلطه ی گفتمانهای آنهاقرار می گیرد. زبان مابه طورکلی، وگفتمانهای خاص در درون آن، درپیچ وتاب فشاری است که ازجانب زبان وگفتمانهای غربی برآن وارد میشود.تبلیغات نیزهمین است. اینکه برخی تبلیغات نمی گیرد علتش این است که«حقیقت» ندارد.

 


موضوعات مرتبط: نظریات ترجمه ، ترجمه و گفتمان

تاريخ : چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 | 15:3 | نویسنده : عبداله حسینی |

نظریات ترجمه

   نایدا با به کار گرفتن دستور گشتاری و انتخاب هفت جمله ی هسته (Kernel sentence) به عنوان مدل، جریان انتقال از زبان مبدا به زبان مقصد را در سه مرحله ی تحلیل (analysis)، انتقال (transition)و پرداخت ( restructuring) شرح میدهد.(1) موضوع معادل طبیعی یا پویا در برابر معادل مکانیکی یا صوری  یکی ا زمسایل مهمی است که نایدا به خوبی آنرا می شکافد وابعاد گوناگون آنرا نشان میدهد. مشکلات ترجمه میان دو زبان متعلق به دو فرهنگ کاملا متفاوت ودور از یکدیگر، مسایل ناشی از تقابل زبان با منطق، تفاوت میان ترجمه ی زبانی و ترجمه ی فرهنگی، سطوح گوناگون ترجمه، واحد ترجمه، معنا ی رسمی و معنای عاطفی واژه ها همگی مسایلی هستند که نایدا با استفاده از روش تحلیل مولفه ای  به نحوی همه جانبه آنها را مورد بحث قرار میدهد.دربحث مربوط به اینکه آیا ترجمه علم است یا هنر، نایدا بیشتر از علم بودن ترجمه جانبداری می کند و معتقد است آنهایی که ترجمه را به طور کامل هنر می دانند نتوانسته اند عمق مسایل زبانی را دریابند ودر نتیجه مبانی علمی آن را رها کرده اند.البته نایدا به دلیل  نوع تجربه و زمینه ی کارش به مسایل مربوط به ترجمه ی متون علمی و فنی توجهی نشان نمی دهد.

رومان یاکوبسون ترجمه را به سه نوع تقسیم می کند:1)ترجمه ی درون زبانی ؛ که برگردان متنی  به متن دیگر در یک زبان واحداست.این ترجمه در واقع نوعی دگرنویسی است. 2)ترجمه ی بین زبانی؛ که همان ترجمه به معنای معمول آن یعنی انتقال مطلب از  یک زبان به زبان دیگر است. 3)ترجمه ی بین نشانه ای؛ که عبارت است از ریختن عناصر یک کد در کدی دیگر، نظیر ترجمه ی زبان اشاری کرولالها به زبان صوتی معمولی.(2)

کت فورد زبانشناس انگلیسی، بااعمال دستور سیستمتیک هلیدی بر نظریه ی ترجمه، مراتب و سطوح انتقال میان دو زبان را طبقه بندی کرده است. نظریه ی او در مقایسه با نظر یه های دیگر محدودیت های بیشتری برای ترجمه قایل است . کت فورد بخشی از کتاب دوران کودکیاثر ماکسیم گورکی، نویسنده ی روسی، را نقل می کند و نشان می دهد که مفاهیمی در آن وجوددارد که،نه ازلحاظ فرهنگی ،بلکه از لحاظ زبانی قابل ترجمه به انگلیسی نیست. کت فورد همچنان نشان می دهد که علاوه بر سد های  زبانی ، سدهای فرهنگی نیز سر راه ترجمه وجود دارد(3)


1-  E.Nida.The Theory and  Practice of Translation,Leiden,1969.Chapters3,6,7

2-  -ibid.p.3.

3-  -J.C.Catford.A Linguistic Theory of Translation,London,1974.pp.96-99.


موضوعات مرتبط: نظریات ترجمه

تاريخ : چهارشنبه یکم خرداد 1392 | 23:31 | نویسنده : عبداله حسینی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.